"زیر باران" شعری از سهراب با صدای علیرضا عصار [گوش کنید]
نمی خواد بهم بگی٬ خودم می دونم که تکراری شده٬ همه جا اینو میخونی و می شنوی... ولی... ولی حالا بذار من بگم. این همه ازش شنیدیم و خوندیم ولی هر دفعه که دوباره می شنویم و می خونیم به خودمون می گیم: آهان... اینه ! حالا منم بگم با اینکه می دونم که تکراریه٬ تو هم بخون و با خودت بگو که تکراریه...
All Rights Reserved. Photo: Bamshad Houshyani ©
بخش بخش هستی ام را به تماشا نشسته ام٬ بر فراز آی : عشق در جوار است.
البته معمولا از آسمان هلند بارون می باره...اونم ۲۴ ساعت در روز ۷ روز در هفته ۴۰۰ روز در سال !
ولی صبح روز ۱۸ ژانویه ساعت ۱۱:۱۰ زمانی که توفانی با سرعت ۱۵۰ کیلومتر در ساعت هلند رو در می نوردید٬ از آسمون بارون نبارید...و در حالی که هلندی ها داشتند خودشونو برای جشن ملی روز بی بارونی آماده میکردند و بارونی هاشونو از تن در می آوردند یه جرثقیل برجی (تاور کرین) خوشگل سبز رنگ بارید !!!
دقیقا از همین روز بود که هلندی ها علاوه بر بارونی٬ جرثقولی هم پوشیدند !!
اون روز سرعت باد به حدی بود که من مجبور شدم از دوچرخه پیاده بشم. چون راه رفتن راحتتر از پا زدن بر خلاف جهت باد بود...اونم چه بادی...گرچه تو هلند همیشه باد بر خلاف جهت تو میوزه...این یه ضرب المثل هلندی نبود جدی گفتم ! با هیچ منطق علمی هم جور در نمی آد سعی نکنید خلافش رو ثابت کنید.
در هر حال...اون برج روی یکی از ساختمون های قدیمی و افقی دانشگاه بارید محلی که معمولا ازش برای برگزاری کنفرانسها و همچنین کلاسها خیلی استفاده میشه...خوشبختانه اونروز تو اون ساعت کسی در کلاسهایی که قرار بود ویران بشه نبود...۶ زخمی که ۴ تای اونها همونروز از بیمارستان مرخص شدند نتیجه این بارش بود. خلاصه خدا خیلی رحم کرد.
امروز تلوزیون رو روشن میکنم گوینده پیش بینی وضع هوا میگه امروز هوا بارانی و بادی تا کمی جرثقولی خواهد بود...
برم یه چتر بتونی بخرم امروز...